تبليغاتX
هوگر
 
هوگر
 
 
من هیچگاه تاریکی را باور نکردم چرا که در فرا سوی دهلیزش به امید دریچه ای دل بسته بودم
 
شهرک آرزوهایم

از خیالهای با تو بودن

چراغانی شده

من در پس پرده های این شهر

به هر جه می نهم پا

به هر جا که می نگرم

تو در فراسویم متجلی می شوی

و می دهی پندم

که نظاره گر اعمالمی

الهی کرمت را از ما مگیر

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/29ساعت 15:23  توسط محمد علی   | 

Image hosting by TinyPic

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/29ساعت 15:20  توسط محمد علی   | 
 
  بالا