تبليغاتX
هوگر
 
هوگر
 
 
من هیچگاه تاریکی را باور نکردم چرا که در فرا سوی دهلیزش به امید دریچه ای دل بسته بودم
 

عيد رها شدن از تعلقات بر همگان مبارك باد

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1385/10/04ساعت 17:26  توسط محمد علی   | 
عدالت اجتماعي به مثابه انصاف، بي طرفي و برابري فرصتها

 

1- مفهوم عدالت در گذر زمان

از قديم الايام تاكنون پيرامون عدالت، نظرهاي مختلفي ارائه گرديده است. فيلسوفان، حكيمان، دانشمندان، عالمان علوم انساني و اجتماعي هر كدام قرائت و برداشتي متفاوت از عدالت داشته‌اند. هدف اين گفتار بررسي نظريه عدالت‌ جان راولز، يكي از بزرگترين متفكران ليبرال معاصر است كه در باب عدالت سخن گفته است. اما قبل از وارد شدن به نظريه راولز، به برخي از برداشت‌هاي متداول از مفهوم عدالت مي‌پردازيم.

1-1 عدالت اجتماعي به مثابه تناسب

در اين تعريف عدالت به معني قرارگرفتن در جايگاه خاص خود آمده است. يا هر چيزي را در جايگاه خاص خود قرار دادن به همين خاطر است كه افلاطون عدالت را حد وسط سه قوه خرد، اراده و شهوت مي‌دانست. جايگاه خاص در اين تعريف جايگاهي است كه در آن يك قوه به حد افراط و نه به حد تفريط مورد توجه يا تحقير قرار نگيرد. برداشت اجتماعي از اين نظريه نيز به معني قرار گرفتن افراد جامعه در طبقات خاص خود است. كه وي جامعه را در سه طبقه در نظر مي‌گرفت. 1- فرمانروايان   2- نگهبانان  3- توده مردم. پس در نظام طبيعت هركس جايگاه خود را داراست و عدالت در اين معني يعني قرار گرفتن در اين جايگاه خاص و برعهده گرفتن مسئوليت‌ها متناسب با استعدادها.

2-1 عدالت اجتماعي به مثابه شايستگي و لياقت

ريشه‌هاي اين برداشت از عدالت به ارسطو بر مي‌گردد. وي معتقد بود كه عدالت به معني توزيع امكانات و مناصب براساس شايستگي و لياقتهاست. اين برداشت امروزه هم طرفداران خاص خود را داراست. ايده «شايسته سالاري» كه از جمله مفاهيم مورد قبول حوزه عمومي است ناظر بر همين ديدگاست. كه در اين ايده توزيع امكانات، رفاه، قدرت، ثروت و ... و نيز به كار گماشتن افراد بايد مبتني بر لياقت و شايستگي آنها باشد. نه جنسيت، مليت، زبان و ...

3-1: عدالت اجتماعي به مثابه رعايت تناسب‌ها، استحقاقها و شايستگيها

اين تلقي و قرائت نيز بيشتر در آراء انديشمندان مسلمان مدنظر قرار گرفته است. اين گروه معتقد بودند كه عدالت اجتماعي به معني «اعطاء كل ذي حق حقه» مي‌باشد. يعني متناسب با استعدادها و تواناييها و شايستگيها فرصت‌ها و امكانات بايد توزيع گردد. خواجه نصير الدين طوسي عدالت را در آن مي‌دانست كه هر صنفي از جايگاه مستحق خود منحرف نشده و به دنبال غلبه بر صنوف ديگر نباشد. و مرتبه اهل مدينه هر يكي بر يكي بر قدر استحقاق و استعداد باشد.

4-1: عدالت اجتماعي به مثابه مساوات و برابري

تلقي برابرگرايانه و مساوات طلب از عدالت خاص دوران مدرنيته است. (در اين دوران برجسته شده است). اين ديدگاه نخست در مكتب رواقيون مطرح شد. اينها معتقدند انسانها برابرند و هيچ معياري براي برتري افراد بر افراد ديگر وجود ندارد. سيسرون معتقد است: انسانها برابر خلق شده اند و جوهر عدالت اجتماعي نيز برابري است. كارل ماركس نيز تحقق عدالت اجتماعي را زماني ميسر مي‌دانست كه افراد به لحاظ اقتصادي در شرايط برابر زندگي نمايند و اين امر بدون توزيع مجدد ثروت امكان‌پذير نيست.

پس وي وجود عدالت اجتماعي را منوط به وجود عدالت اقتصادي مي‌دانست. (بيات: 1381)

5-1: عدالت اجتماعي به مثابه انصاف، بي طرفي و برابري فرصتها

اين ديدگاه جان راولز بزرگترين فيلسوف سياسي قرن است كه درباره عدالت مطرح شده است. به دليل اينكه اين گفتار براي بررسي اين نظريه نوشته شده. قبل از وارد شدن به نظريه، به گزيده‌اي از زندگي راولز مي‌پردازيم.



ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1385/10/04ساعت 15:9  توسط محمد علی   | 
 
  بالا