|
هوگر
|
||
|
من هیچگاه تاریکی را باور نکردم چرا که در فرا سوی دهلیزش به امید دریچه ای دل بسته بودم |
شاد بودن حق مسلم ماست
به بهانه گشایش انجمن اس ام اس های زیبا
شاد بودن و شاد زیستن نشانه امیدواری به آینده است نشانگر این است که علیرغم همه رنجها،غمها و تنگناها به فردا سلامی دگر خواهیم داد. وقتی می خندی تمام کائنات به پراکنش انرژی مثبت تو خوش آمد می گوید من و تو اگر با هم و برای هم شادی نکنیم نهانخانه وجودمان را نامحرمان با غم پر می کنند. شاد بودن و شاد زیستن حق مسلم ماست. پس بیایید با لبخند زدن به همدیگر شاد زیستن را همگانی کنیم.
با توجه به میدانی که خشونت و ستمگری در جامعه برای خشونتگری و ستمگری دولتی می گشاید، میان آن و واقعیت جامعه نیز مرز می کشیم، جامعه خشن نمی تواند مدنیت استواری داشته باشد. لازمه بر پایه جامعه مدنی دعوت جامعه به رواداری و پرهیز از خشونت است. تحول فرهنگی لازم است که جانمایه آن شاد زیستن است.
اگر قرار باشد برای کشوری قانون اساسی در یک جامعه وضع شود که متضمن سعادت و آزادی افراد آن و مردمی بودن دولت آن باشد، آن قانون را به باور من می توان این گونه تقریر کرد:
ملت حق دارد شاد باشد. ملت شاد ملت آزادیخواه است، ملت صلحدوست است، در همبستگی است، در فقرزدایی و تولیدات، در فرهیختگی است، در هنرمندی است، در حفظ طبیعت است، در تندرستی و ورزیدگی است.
تاریخ ما، تاریخ آمد و شد عصبیتهاست، و از این رو تاریخی سوگوار است، ما غمزده ایم : زندگیمان سخت است و با سخت گرفتن به خود و دیگران سختی آن را دو چندان می کنیم، جدی هستیم، بدون آنکه جدیت داشته باشیم، سردرگریبان داریم و گره برجبین، بی آنکه فکور باشیم، سرکوب میل زندگی و شادی به زهدی و ریایی.

حقوق زنان كرد در برزخ ناسيوناليسم و فمنيسم
ضرورت تحول مطالبات از فاز نظامي به فاز ديالوگ
چند سال پيش در يك ميزگرد كهضرورت تحول مطالبات از فاز نظامي به فاز ديالوگ تني چند از شخصيت هاي سياسي كرد در آن حضور داشتند يكي از آنها اظهار داشت، بخشي از جامعه كردي كه تا الان در مبارزات مسلحانه ملت كرد حضور نداشته، پيش بيني شان درست بوده است. و ما كردها اگر تا الان بدون اسلحه مطالباتمان را ميخواستيم، دستاوردهاي بهتر و بيشتري نصيبمان ميگشت البته بايد افزود كه صحت و ستم اين سخن نياز به بحثهاي جدي تري دارد، و در پشت سر اين « اما و اگرهاي تاريخ» ماجراها و وقايع زيادي نهفته است كه سبب ساز آن نوع حركت ها بوده است در ميان روشنفكران ايراني، دكتر حميد رضا جلايي پور فرماندار دوران آشوب مركز فرهنگي كردستان (مهاباد) نيز با طرح مثاله ناسيوناليسم مدني و ناسيوناليسم قومي چنين نظري را با تفاوتي اندك بيان داشتهاند. ايشان معتقدند كه اگر كردها در ايران تا بحال با حفظ تماميت ارضي در چهار چوب كشور ايران به طرح مطالبات خود ميپرداختند، و به جاي ناسيوناليسم قومي به ناسيوناليسم مدني تاكيد ميكردند، امروز پيامدهاي بهتري (كردها) ميداشتند به عبارتي ديگر ايشان تحقق مطالبات قومي را در تحقق حقوق شهروندي ميداند و ميافزايد اگر روزي به دموكراسي واقعي نايل شويم، مطالبات اقليتها و اقوام نيز تحقق ميپذيرد. در ايران و بخصوص دردورههايي كه ما با بحرانهاي قومي مواجهه بوديم به دليل نگراني پيرامون حفظ تماميت ارضي، نگاه شفاف و روشني به مناطق كردنشين نشده است. به قولي حاكميت نگران اين بوده كه با اختيار نهادن امكانات در سطح بالا به اين مناطق، دوباره داعيه «تجزيه طلبي» به سرشان بزند در مناطق غربي كه با همتاهاي خود در آن سوي مرزها نيز همسايه اند، بحرانهايي ايجاد كنند و عليه امنيت ملي اقدام نمايند. بدين جهت خواستههاي كردها تا بحال به تعويق افتاده و همين باعث انباشت مطالبات شده و در زمان مناسب و با ايجاد جرقه، از راه هاي درست يا نادرست اين مطالبات انباشته شده خورده و خفه شده، خود را به شكل بحران و چالشهاي جدي نشان دادهاند. حتي در اوايل انقلاب (يكي از دوران بروز بحرانهاي قومي به شكل جدي و مسلحانه ) كه اكثريت رهبران احزاب كرد، به دولت قول دادندكه با حفظ تماميت ارضي خواهان «خود گرداني» در مناطق كردنشين هستند،(به دليل ديوار بي اعتمادي تاريخي) باز هم مجال اين كار فراهم شد و نهايت كاري به چيزي انجاميد كه خواسته واقعي هيچكدام نيز نبود. سوال اصلي اين گفتار اين است كه اگر در دورهاي تجقق مطالبات قومي از فازي نظامي و مسلحانه صورت ميگرفت، راه حل امروز اقليت ها و قوم ها براي خواستن، خواستههاي خود چه بايد باشد؟ آيا با تحولات جدي در گفتمان امروزين دنيا و ايران ضرورتي بر همان روشهاي پيشين هست يا خير؟
|
|