تبليغاتX
هوگر
 
هوگر
 
 
من هیچگاه تاریکی را باور نکردم چرا که در فرا سوی دهلیزش به امید دریچه ای دل بسته بودم
 

چکیده ای از زندگی و اندیشه آنتونی گیدنز

 

گیدنز مهم ترین و بانفوذترین نظریه پرداز اجتماعی بریتانیا و  جهان امروز است که آثار و اندیشه های او در جامعه شناسی بسیار مورد توجه می باشد و کمتر جامعه شناسی است که شناختی از وی نداشته باشد. لذا بد نیست نیم نگاهی به زندگی، آثار و افکار او داشته باشیم.

آنتونی گیدنز که ۱۸ ژانویه 1938  در محله ادمونتون لندن متولد شده است،  در دانشگاه هال، ال اس ای و دانشگاه لندن تحصیل کرده و از ۱۹۶۱ یعنی ۲۳ سالگی به تدریس در دانشگاه های مختلف روی آورد . او در عین حال که مشار دو بنگاه انتشاراتی مهم مک میلان و هاچینسون ومدیر و موسس انتشارات پالیتی، پالیتی بلکول و پولیتی پرس بوده است، کتابهای فراوانی از جمله ((جامعه شناسی)) 1987،  که تقریبا منبع درسی تمامی دانشجویان جامعه شناسی جهان است، ((سرمایه داری و نظریه اجتماعی جدید)) 1971، ((ساختار طبقاتی جوامع پیشرفته)) 1973، ((مسائل اساسی در نظریه اجتماعی)) 1979، ((نقدی امروزی بر ماتریالیسم تاریخی)) 1981، ((ساخت جامعه، رئوس نظریه ساختار بندی)) 1984 ،((پیامدهای مدرنیته))1984، (( مدرنیته و هویت شخصی)) 1991 ((ورای چپ و راست)) 1994، ((تجدد و تشخص))، ((سیاست، جامعه شناسی و نظریه اجتماعی)) 1995، ((راه سوم: احیای سوسیال دموکراسی)) 1998، ((جهان رها شده)) 1999، ((راه سوم و نقدهای آن))2000، ((روی لبه: زندگی با سرمایه داری جهانی))2000، ((حزب کارگر جدید باید به کدام سو برود؟)) 2002  به عنوان یکی از متفکرین و جامعه شناسان جهانی مطرح شده که در حوزه جامعه شناسی سیاسی بیشتر فعالیت کرده و خود را به عنوان بزرگترین اندیشمند عرصه سوسیال دموکراسی و راه سوم یعنی نه چپ و نه راست مطرح نموده است.  آثار او که بالغ بر ۳۵ کتاب و 200 مقاله است و به بیش از ۳۵ زبان دنیا ترجمه شده اند . گیدنز در ایران چهره ناشناخته ای نیست کتابهای بسیاری از وی ترجمه شده است اما چهار کتاب حاوی اندیشه های محوری اوست هنوز ترجمه نشده اند: شالوده جامعه،  نقد معاصر بر ماتریالیسم تاریخی در دو جلد،  و ورای چپ و راست.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/14ساعت 18:42  توسط محمد علی   | 

                    دانشجو، نقد، آزادی

 

16 آذر به یاد سه یار دبستانی که حضور چکمه پوشان را در ورود به صحن  دانشگاه روا نمی دانستند و حیاتشان را در فدا کردن جانشان می دانستند تا درد مشترک را فریاد زنند، روز دانشجو نامیده اند. از این رو 16 آذر یاد آور نه گفتن همیشگی جنبش دانشجویی به استبداد، استیلا و تک صدایی است. در یک کلام اعتراض به حضور سرهنگ ها در محیط فرهنگی قرین نام  دانشجو است. امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است که دانشجویان شور خود را باشعورشان همراه نمایند تا دستاویز فرصت طلبان و منفعت جویان نشوند. دانشجویان و جنبش دانشجویی نردبان ترقی و تحرک اجتماعی رو به بالای هیچ فرد، گروه، جناح و حزبی نیست. آن کس  که انتقاد و روشنگری دانشجویان را برنمی تابد، از این جنبش واهمه و ترس دارد. چرا که در صورت عیان شدن واقعیت ها و برافتادن پرده های پوشالی، همگی به اندام نحیف و صدای لرزان و بی رمق قدرت طلبان پی خواهند برد.

دانشگاه عرصه­ی فکر ورزی است و لذا زور ورزی در این نهاد جایی ندارد. عرصه­ی فکر ورزی، عرصه­ی تبادل آراء و بیان بدون واهمه و حقیقت جویی است. زور و قدرت در این عرصه نباید وارد شوند. آن کس که در چنته خود، خرد را نمی یابد، زور را جایگزین می نماید. محیط دانشگاه باید همچنان محیط امن حقیقت جویی باقی بماند و آزادی پارادایم غالب بر این فضا باشد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/14ساعت 18:34  توسط محمد علی   | 
 
  بالا