تبليغاتX
هوگر
 
هوگر
 
 
من هیچگاه تاریکی را باور نکردم چرا که در فرا سوی دهلیزش به امید دریچه ای دل بسته بودم
 

 

تجدد و تشخص

 

نویسنده:آنتونی گیدنز                معرفی:محمد علی سلیمانپور

گيدنز در ابتداي كتاب «تجدد و تشخص» مي گويد: تجدد تغييرات عمده اي در محيط اجتماعي پيرامون افراد پديد مي آورد افراد در جريان مبارزه با مسائل خصوصي خود فعالانه به تجديد دنياي اجتماعي پيرامون خود كمك مي كند اما با اين حال دنياي تجدد كنوني به ميزان گسترده اي فراسوي محيط فعاليت هاي انفرادي و تعهدات شخصي امتداد مي يابد دنياي تجدد آكنده از  تهديدها و خطرهاي كم و بيش مداوم است با اين وصف دنياي تجدد به طرز عميقي در قلب هويت و احساسات شخصي نيز نفوذ مي كند تجدد با خصلت بازتابندگي خود هم بخش هايي از زندگي روزمره را گزارش مي دهد و هم آنها را دگرگون ساخته يا به طرزي جديد سامان مي دهد.

تجدد: پاره اي از ملاحظات كلي:

اصطلاح تجدد به نهادها و شيوه هاي رفتاري خاصي راجع است كه نخست در اروپاي پس از دوران ملوك الطوايفي استقرار يافتند،  ولي در قرن بيستم آثار و عوارض آنها با سرعتي روزافزون جهاني و تاريخي شد.                                                                                


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/05ساعت 12:33  توسط محمد علی   | 

                                                     پیامدهای مدرنیت

 نویسنده:آنتونی گیدنز                         معرفی:محمد علی سلیمانپور

گیدنز در ابتدای کتاب « پیامدهای مدرنیت » ضمن تعریف مدرنیت بیان می دارد: مدرنیت به شیوه هایی از زندگی یا سازمان اجتماعی مربوط می شود که از سده هفدهم به بعد در اروپا پیدا  و به تدریج نفوذی کم و بیش جهانی پیدا کرد وی با توجه به اصطلاحاتی نظیر: «جامعه اطلاعاتی» «جامعه مصرفی» و«جامعه پسا صنعتی» که از سوی اندیشمندان دیگر عرضه گردیده اند می گوید: به جای اختراع این نوع اصطلاحها بهتر است به سرشت مدرنیت نگاه دوباره ای بیندازیم به جای آنکه وارد دوره پسامدرنیت شده باشیم در واقع به سوی دوره ای گام بر میداریم که در آن پیامدهای مدرنیت ریشه ای تر و جهانی تر از پیش شده اند.

گیدنز در گفتگو با کریستوفر پیرسن درباره معنای مدرنیت می گوید: مدرنیت شکل منحصر شده تعبیر جامعه مدرن یا تمدن  صنعتی ا ست ،اگر به دقت نگاه کنید مدرنیت مربوط می شود اولا، به مجموعه معینی از طرز تلقی ها نسبت  به جهان و نسبت به ایده های جهان،  به عنوان جهانی آزاد برای تغیر به دست و  با دخالت انسان،  ثانیا،  نهادهای  پیچیده به ویژه تولید صنعتی و اقتصاد مبتنی بر بازار، ثالثا، حد معینی از نهاد های سیاسی از جمله دولت  ملت ( (nation - state و دموکراسی توده ای و mas democracy)) جامعه مدرن جامعه ای است فنی تر با نهادهای پیچیده، گه بر خلاف فرهنگ گذشته در آینده زندگی می کند تا در گذشته. (پیرسون: 1380)

گیدنز می گوید: نظریه هایی که مطرح خواهم کرد ریشه در آن چیزی دارند که جای دیگر تفسیر انفطاعی در تحول اجتماعی مدرن نامیده ام منظورم از این اصطلاح این است که نهادهای اجتماعی مدرن از برخی جهات بی همتایند و از جهت صوری با همه نوع سامان سنتی تفاوت دارند.

وی سپس برای تشخیص این انقطاعها، سه ویژگی را دخیل می داند: یکی صرف شتاب دگرگونی مخصوصا از جهت تکنولوژی،  انقطاع دیگر پهنه دگرگونی است در نتیجه ارتباط مناطق جهان با یکدیگر و ویژگی سوم به ماهیت ذاتی نظام های مدرن ارتباط دارد که برخی از این صورتها در دوران تاریخی پیشین به هیچ روی به چشم نمی آیند (مانند دولت ملی).

گیدنز با اشاره به سالهای پایانی سده بیستم می گوید: مدرنیت یک پدیده دو لبه است یعنی هم پیامدهای مثبت دارد و هم منفی


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/05ساعت 12:3  توسط محمد علی   | 

                                   نظریه های بحران قومی

این بخش فصل دوم پایان نامه   بحران های قومی، علل و زمینه ها با  تاکید برقوم کرد در ایران  است.

چارچوب نظري

1-اقتصاد سياسي و منازعات قومي

بررسي­هاي ما در اين قسمت معطوف به طرح  و بررسي نظريات چهارگانه (گزينش عقلاني، استعار داخلي، مركز پيرامون و توسعه ناموزون و نابرابري­هاي منطقه­اي) مي­باشد.

1-1: نظريه گزينش عقلاني: (Ratinal choice Theory)

نظريه گزينش عقلاني يا انتخاب خرد گرا، از جمله مباحثي است كه از علم اقتصاد نئوكلاسيك به جامعه شناسي و به بررسي مناسبات قومي و نژادي وارد شده است. در اين رهيافت رفتارها و تصميم­هاي افراد، متاثر از شرايط محيطي، محدوديت­هاي ساختاري، كنش­هاي متقابل، ارزش­ها، امكانات وتوانايي­هاي مالي و رفاهي افراد و انتظاراتشان مي­باشد. افراد در تصميم گيري­ها در اين چارچوب­ها و محدوديت­ها محصور در عين حال مترسط دستيابي به حداكثر سود هستند.

بر پايه این نظريه، عضويت افراد در گروههاي قومي حاصل آگاهي­هاي قومي است كه خود از خلال گزينش هاي فردي و جمعي منتج مي شود به باور بانتون اين گزينش مرتبا صورت مي­گيرد و گروه قومي نيز با توجه به اينكه افراد پيوسته در حال سنجش امتيازات و بهاي در پيش گرفتن خط مش­هاي گوناگون خود هستند در حال تغيير و تحول مي­باشد. اين افراد با عضويت خود در گروههاي قومي تمايزات خود را از ديگر افراد و گروهها مشخص مي­كنند. و اقدامات جمعي خود را در چارچوب منافع موجود و متصور مشكل مي­بخشند.

2-1 : نظريه استعمار داخلي (internal colonialism)

نظريه استعمار داخلي در نظريه­پردازي و نيز تقسيم روابط نابرابر ميان استعمارگران و مستعمرات به حوزه مناسبات داخلي، وامدار اصطلاح استعمار به معناي كلي و كلاسيك آن مي­باشند. اين نظريه با تعميم مناسبات نابرابر به داخل كشورها، بر وجود روابط نابرابر فرهنگي بين فرهنگ سلطه گر و فرهنگهاي زير سلطه در درون اين جوامع تاكيد دارد در فرايند خلق مفهوم استعمار داخلي به شكل متاخر آن دو جريان عمده به موازات هم بيشترين تاثير را داشته اند : اول شرايط نابسامان اقليت هاي قومي و نژادي در درون ايالات متحده آمريكا و عدم جذب ادغام و استحاله كامل آنها در ارزش هاي انگلوساكسوني دوم: استمرار اوضاع نامطلوب مردم بومي افريقا پس از خروج استعمارگران از اين قاره.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/03ساعت 12:8  توسط محمد علی   | 

                        دختران ترکمن در تنگناهاي سنت پدر سالاري قومي                                                          نویسنده: جلوه جواهري       

                                               منبع:سایت جامعه شناسی ایران   

  

در جوامع سنتي اغلب نهادها، برپايه رسوم و سنت هاي آن جامعه شکل مي گيرند. تخطي از اين سنت ها، عکس العمل ها و مجازات هايي را از سوي افکار عمومي آن جامعه در پي خواهد داشت. 

 کلود ريوير در انسان شناسي سياسي مي گويد:

"عموما فلسفه و جامعه شناسي سنت را به مثابه يکي از موارد زير در نظر مي گيرند:

1.    يک نظام از ارزش ها که ايجاد احساس هاي اجبار، تعلق و عشق مي کند

2.    يک ذخيره کمابيش مقدس (ميراث اخلاقي، ادبي، هنري، نظامي، ديني و ...) که بايد به نسل هاي جديد انتقال داد (tradere  در واژه tradition  به معني انتقال است)

3.    يک شکل از اقتدار از راه اعمال فشار بر فرد

4.    تداوم گذشته در حال بدون گسستگي سخت

5.    نشانه اي از وحدت و تجانس يک گروه در فضا و در زمان،و بنابراين نمادي از هويت جمعي او

سنت در دو سطح توسعه مي يابد: نخست سطح عيني از فنون و سازمان ها و سپس سطح ذهني از ارزش ها و معاني. فرض بر آن است که  سنت بايد با اجتماعي شدن، رازآموزي و آموزش انتقال يافته و حفظ شود تا بتواند زنده بماند"

ايران سرزميني با اقوام و فرهنگ هاي گوناگون است. شايد بسياري از ما فرهنگ قوم هاي مختلف ايران رانشناسيم. و شايد ندانيم که چگونه برخي از اين جوامع براي حفظ فرهنگشان مبارزه کرده اند. جامعه ترکمن يکي از همين اقوام است. اين جامعه به دليل به حاشيه راندن از سوي دولت مرکزي در دوره هاي مختلف، همواره در پي حفظ فرهنگ و سنت هاي خود به عنوان يک قوم مستقل، از طريق ويژگي  درون همسري  بوده است. در طي سالهاي اخير، پسران اين قوم، تا حدودي توانسته اند سنت درون همسري را تعديل دهند. ولي براي دختران ترکمن، نه تنها ازدواج هاي برون همسري در بيشتر موارد امري نا ممکن است بلکه در مورد ازدواج هاي درون همسري نيز بايد تابع امر پدر خود باشند. البته در شهرها، اين مسئله تا حدود زيادي تعديل يافته ولي در روستاها، همچنان معضلي اساسي به شمار مي آيد. گزارش موردي که در ادامه مي خوانيد شرح حال دختري از اين جامعه مي باشد.

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه 1386/10/01ساعت 16:11  توسط محمد علی   | 
 
  بالا