|
هوگر
|
||
|
من هیچگاه تاریکی را باور نکردم چرا که در فرا سوی دهلیزش به امید دریچه ای دل بسته بودم |
مساله كرد در ايران
براي درك و شناخت موقعيت كردها در ايران بايد به طور اجمالی تاريخ مختصر اين كشور را بررسي نمود زيرا تا هنگام ظهور اسلام اقوام ايراني دولتهايي را تشكيل دادند كه كرد و فارس با هم و در كنار هم زندگي مي كردند بنابراين كردها مانند ساير ايرانيان خود را از انساب امپراطوريهاي ماد، هخامنشي، پارتها و ساسانيها ميدانستند لذا از نظر كردها همكاري با فارسها كاملا طبيعي است و حتي از لحاظ آداب و رسوم و سنن متقابلا به حقوق يكديگر احترام مي گذاشتند و لكن اگر مذهب تشيع به طور ناگهاني مذهب رسمي صفويهها اعلام نشده بود محتمل بود كه كردها در آغاز قرن شانزدهم از سلطان سليم عثماني بر عليه شاه اسماعيل جانب داري نميكردند از امپراطوريهاي آسيايي شرق خواه ماد هخامنش پارت و ساساني جدا نمي شد.
قلمرودهاي كرد فقط اسما به قدرت مركزي وابسته بودهاند و شهرهاي سنندج، ساوج بلاغ (مهاباد) كرمانشاه همواره مراكز ادبي كرد بوده اند جز چند اقدام تلافي جويانه قدرت مركزي كه خواه از خودخواهي چند شاه تازه به دوران رسيده به منظور حفظ پرستيژ و يا از بلند پروازيهاي چند وزير مفسده جو ناشي شده است اقدام ديگري صورت نگرفته و كردها عملا از لحاظ آداب و رسوم و سنن از آزادي كامل برخوردار بودند و هر گاه كه ملي گرايي فارسها رنگ ستمکارانه به خود گرفته ملي گرايي، كردها نيز بيدار شده و از خود مقاومت نشان داده است. (بلو: 1379).
بنابراين فرض اين بررسي نيز اين است كه ظهور و تولد ناسيوناليسم كردي در واكنش به ملي گرايي ستمكارانه فارسها از زمان امير بدر خان تا به حال بوده است اصل قضيه تفاوت نكرده است هر زماني كه زمينه برابري، آزادي و تفاهم مهيا بوده است كردها با اقوام همسايه كم ترين مشكل را داشته اند و بر عكس، در ادامه به تولد ناسيوناليسم كردي و جريان هاي ملي گرای كرد اشاره مينماييم و بحرانهاي قومي را مورد دقت نظر بيشتري قرار ميدهيم.
چراغ هايي فراسوي حفظ اخلاق
«تفسير سوره نور»
مقدمه اي ضروري :
با تامل در آيات سوره (نور) درمي يابيم كه خداوند متعال چندين راه حل را براي پرهيز از پديده بد اخلاقي در جامعه بر اساس اصل «پيش گيري بهتر از درمان» قرار داده است. و اين هم ويژگي خاص شريعت اسلام براي حفظ اخلاق هاي والا و گسترش آنها است كه سياست پيشگري رادنبال مي كند بر خلاف نگرش ها و فلسفه هاي زميني كه اگر خواهان حفظ اخلاق خوب و برخي ارزش هاي والايند، طرح و برنامه اي از پيش ندارند و هميشه با پيامد و نتايج بحران ها برخورد نموده و سپس به ارائه راه حل متوسل مي شوند، ولي اكثرا يا بي نتيجه اند يا تاثير چنداني ندارند يا متحمل هزينه هاي زيادي براي حل آنها مي شوند...
هر كس با دقت سوره«نور» را بخواند و در آيات آن تامل نمايد، در مي يابدكه براي تعميق پيوندهاي اجتماعي و حفظ اخلاق« فرد »،«خانواده»و« اجتماع »و محو احتمال ظهور انحراف و بد اخلاقي، مهم ترين مبنا و اساس عملي را در نظر گرفته است و سزاست كه روان شناسان متخصص و جامعه شناسان با ديدي عميق به آنها نگريسته و مفاهيم و مبناهاي اجتماعي را از آنها اقتباس نمايند و محورهاي اصلي برنامه و روشهاي پرورشي را براي بهبود وضعيت اخلاقي فرد و خانواده به كار گيرند...
به هر حال اين ديدگاه بنده از طريق قرائتي موضوعي براي آيات سوره نور، بعد از تامل در معاني و اشارات آن است.
روش شناسي علوم اجتماعي
ماكس وبر
فهرست:
معناي بي طرفي اخلاقي در جامعه شناسي و اقتصاد
عينيت در علوم اجتماعي و سياست اجتماعي
مطالعات اقتصادي درباره منطق علوم فرهنگي
امكان عيني و عليت كافي در تبين تاريخي
اين كتاب ترجمه فارسي سه مقاله از مجموع هفت مقاله روش شناسي ماكس و براست. مجموعه آثار روش شناسي ماكس وبر به ترتيب نگارش عبارتند از:
1- روش تاريخي (ويلهم) روشر (1903)
2- عينيت در علوم اجتماعي و سياست اجتماعي (1904)
3- كارل كنيس و مساله ناعقلانيت (1905-1906)
4- بررسي هاي انتقادي درباره منطق علوم فرهنگي (1906)
5- نقد رودلف استاملر (1907)
6- برخي از مقوله هاي جامعه شناسي تفسيري (1913)
7- معناي بي طرفي اخلاقي در اقتصاد و جامعه شناسي (1917)
اين كتاب حاوي مقاله هاي دوم، چهارم و هفتم است وبر در اينجستارهابه مصاف اين پرسش كائني مي رود كه «حصول معرفت علمي به پديده هاي اجتماعي و فرهنگي چگونه امكان پذير است؟
اكنون در ابتداي قرن 21 درست مانند زمان نگارش كتاب، مباحث روش شناسي هنوز گسترده ترين و مهم ترين زمينه مجادله و مواجهه فكري جريانها رقيب در عرصه علوم اجتماعي است دوره نگارش اين جستارها در آلمان به دوره نبود روش ها معروف است. نقطه شروع اصلي اين منازعه، برخورد ميان نمايندگان مكاتب «اقتصاد كلاسيك» به نمايندگي كارل منگر و «اقتصاد تاريخي، به نمايندگي ويلهلم روشر و ... بود.
محورهاي اصلي نبرد روش ها را مي توان در پرسش هاي زير جست :
1- مناقشه درباره هدف معرفت اجتماعي و فرهنگي: آيا رشته هاي اجتماعي و فرهنگي را مي توان علوم قانون شناختي يا تعميمي محسوب كرد؟
2- مناقشه درباره خواص پديده هاي فرهنگي و اجتماعي: آيا موضوع اين علوم پذيراي همان روش ها و تبيين هايي است كه در ساير علوم طبيعي كارايي خود را به اثبات رسانده اند؟ يا پديده هاي اجتماعي و فرهنگي خواص متمايزي دارند؟
3- مناقشه درباره روش : آيا هر پژوهش مشروع علمي بايد از روشهاي ثابت و يكساني استفاده كند يا خير؟
4- مناقشه درباره قلمرو فرهنگي و اجتماعي : آيا وقايع فرهنگي و اجتماعي مستقل از هر گونه پرسش تئوريك، خواص ويژه خود را دارند؟ آيا شناسايي هر پديده اي به عنوان يك مساله پژوهشي، به معنايي، وابسته به شيوه مشاهده و نحوه پرسش از آن است؟
تحلیل جامعهشناختی پدیده اس ام اس
رضا شوقی
" وقتی میری زیر بارون، هر چقدر که بتونی بارون جمع کنی، منو همونقدر دوست داری، هر چقدر هم که نتونی جم کنی و بریزه زمین، همونقدر من تو رو دوست دارم". این متن اس.ام.اس خانم جوانی است که به اشتباه برای دوست شوهرش میفرستد و از قضا شوهر او هم با خبر می شود و خلاصه کار تا پای طلاق بالا میگیرد!
اگر شما در ایران زندگی میکنید و مجهز به یک دستگاه موبایل هم هستند، داستان اس ام اس برایتان داستان جدیدی نیست. شما خود هر روز تعداد فراونی اس.ام.اس دریافت میکنید. محتوای این پیامها همیشه خبری از جانب آشنایان یا تذکر نکات مغفول از ناحیه خانواده نیست. چه بسیار زنگها که برای پیامهای دیگری به صدا در میآیند. مضمون این پیامها هرگز یکسان نبوده و طیفی که شعاع آن را بهتر است از شیر مرغ تا جان آدمیزاد گسترده بدانیم، در بر می گیرد.
فراوانی و تنوع اس.ام.اس به گونهای است که میتوان ادعا کرد اس.ام.اس در ایران از کارکرد اصلی خود که انتقال پیام شخصی و خصوصی است خارج شده و کارکردی ثانوی، و چه بسا قابل توجهتر از کارکرد نخست، پیدا کرده است. در این کارکرد، بسیاری از پیامها جنبه عمومی و غیر شخصی دارند. انتقال پیام خصوصی، کارکرد خود موبایل (ارتباط صوتی) نیز هست اما وجود عواملی (که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد) سبب شده است که ما خروج از کارکرد اصلی را تنها در مورد اس ام اس بپذیریم.
عصر جاهليت و پيام آزادي زنان
مقدمه :
درباره مسائل زنان به دو طريق مي توان بحث و گفتگو نمود و شواهدي را برايش ذكر كرد:
ابتدا مي توان به دلایل نقلي استناد کرد يعني آيه هاي قرآن و تحليل هايي كه پيغمبر اسلام (ص) درباره موضوع خاص زنان آورده اند.
همچنين به خاطر اينكه برخي افراد اهميت اطاعت از دستورهاي اسلام را به طور كامل نفهميده اند، مي توان از همه جوانب به تحلیل موضوعات پرداخت، ما در اين سلسله مباحث هر دو شيوه را به كار گرفته ايم.
بدان اميد که راه رسيدن به اطمینان هر چه بیشتر خوانندگان را کوتاه تر نمائیم.
به طور کلی در برابر مطرح نمودن مسائل خاص زنان سه دسته از زنان و سه ديدگاه خاص وجود دارند كه اشاره بدانها قابل تامل است تا مشخص گردد كه در اين تحليل مراد ما كدام اند:
1- عده اي كه عينك بدبيني بر ضد اسلام بر ديده نهاده و به خاطر فقدان آگاهي در طيف مقابل اسلام اند، و به هيچ بحث، دليل و تحليلي اهميت نمي دهند و بدون دليل علمي و تحقيق عيني خود را در مقابل اسلام نهاده و ديدگاهي ضد اسلامي را برگزيده اند از اين دسته كساني نيز هستند كه داراي هيچ منهج و ديدگاهي نيستند اما نسبت به اسلام موضعي دشمنانه دارند.
ما در اين گفتار مخاطب مان اين دسته نيستندو فقط به آنها مي گوييم :
شما نيازمند گفتارها و مباحث مقدماتي هستيد، مانند( تلاش بدنبال يافتن مسيري براي زندگي)، (تحقيق پيرامون اسلام و فهم آن)، (فرمانبرداري از فرامين خداي بزرگ)،(يادگيري تحقيق آكادميک، پذیرش و رد علمي)
2- گروه دوم: حقيقتا اين ها قابل تامل و تعجب اند، - آن دسته از زنان و بدون شك تعداد زيادي از مردان - كه بدون آگاهي بر ضد اسلام سخن ميگويند و درباره ديدگاههاي اسلامي انواع تحليل هاي نادرست را مطرح مي كنند، عجيب اين است اين گروه هرگز راضي نيستند كه نامسلمان قلمداد شوند، و اين مايه تميز آنها از گروه اول است و به هر كدام از آنها بفهماني كه اين ديدگاه نشانه تبعيت نكردن خداست، (شكستن قانون الهي) خيلي ناراحت شده و مي گويد: نه خير، من مسلمانم و اهل نماز و روزه نيز هستم، هرگز مخالف اسلام نيستم، ولي حاضر نيست فرمانبردار بسياري از وظايف اسلامي كه در امور روزانه وجود دارند، باشد.
|
|