تبليغاتX
هوگر
 
هوگر
 
 
من هیچگاه تاریکی را باور نکردم چرا که در فرا سوی دهلیزش به امید دریچه ای دل بسته بودم
 
نامه 195دانشجوی دانشگاه شریف به خاتمی


m kh d.jpg
195 دانشجوی زمان اصلاحات دانشگاه شریف به خاتمی نامه نوشتند

 195 نفر از دانش آموختگان دانشگاه صنعتی شریف(دانشجویان دوران اصلاحات) در نامه ای خطاب به محمد خاتمی، دیدگاه ها و نقطه نظرات خود را در مورد اوضاع جاری سیاسی، با توجه به در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری بیان کرده اند.

به  گزارش پایگاه خبری یاری، متن این نامه به شرح زیر است:

نامه‌ای برای خاتمی

جناب آقای خاتمی؛
متن پیش روی شما، نامه جمعی از فرزندان این مرز و بوم است که شما را در این روزگاران ناامیدی، یاس، تردید، انفعال و تعلیق، مخاطب قرار می‌دهند تا با گفت‌ و شنودی همدلانه و انتقادی، همراه با شما، چاره‌ای بیاندیشیم، باشد که فردای سرزمینمان بهتر از امروز گردد.
بدین‌منظور ساختار نامه بر 4 بخش استوار گردیده است.

الف: مقدمه و هویت نویسندگان
ب: بازخوانی دوران اصلاحات و بیان نقاط قوت و ضعف آن دوران
ج: تبیین اصلاحات ممكن در ساختار موجود، ظرفیت¬ها و اولویت¬ها
د: بیان سوالات و تشریح مطالبات

الف: مقدمه و هویت نویسندگان

ما جمعی از دانش‌آموختگان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف هستیم که کم و بیش دوران دانشجویی خود را در تب و تاب اصلاحات گذرانیده‌ایم. از نخستین حضور انتخاباتی شما در دانشگاه صنعتی شریف در روزهای پایانی زمستان 75 تا دوم خرداد 76 و از زمان تصدی مسند ریاست جمهوری تا 16 آذر 77 که در دانشگاهمان میزبانتان بودیم، از دوران پرتلاطم تابستانهای 78و79 ، تا حضور مجدد شما درانتخابات سال 80 و روزهای ناامیدی و سرخوردگی و استیصال سالهای 82تا 84 ، همه و همه بخش اعظمی از خاطرات دوران دانشجوئی ما را به خود اختصاص داده است.
هنوز از یاد نبرده‌ایم که در یاس و سرخوردگی‌های پاییز 75، امید به حضور شما برای پیشبرد اصلاحات بستیم و دل در گرو شعارهایی چون توسعه سیاسی، جامعه مدنی، آزادی، فردایی بهتر برای ایران و ایرانی برای‌همه ایرانیان بستیم و همدلانه از شما و شعارهایتان حمایت کردیم و در این راه خون دل‌ها خوردیم؛ شعارها، آرزوها و امیدهای خود را قابل دسترس یافتیم و با انبوهی از مطالبات به استقبال شما آمدیم تا نسیم اصلاحات را در خاک کویری و تف دیده سرزمین‌مان جاری‌سازیم...
به نظر می‌رسد همه ما در سال‌های اخیر، آزرده و سرخورده از عدم تحقق بسیاری از مطالباتمان، خسته از فشارها و کشمکش‌ها و پس از تحمل انواع هزینه‌ها، تحقیرها و سرخوردگی‌ها؛ به صورتی منفعلانه، آشفتگی‌ها و نابسامانی‌های روز افزون میهنمان را به نظاره نشسته‌ بودیم.
اما اکنون پس از آن سالهای پر تب و تاب اصلاحات و پس از تجربه آشفتگی‌های سال¬ها و روزهای اخیر برآنیم که دیگرگونه بیاندیشیم و واقع‌بینانه، به دور از آرزوهای دور از دسترس، در حد توان خود، مانع از ادامه روند نابسامان کنونی گردیم.

ب: بازخوانی دوران اصلاحات و بیان نقاط قوت و ضعف آن دوران

جناب آقای خاتمی؛
مرور دوران اصلاحات، خاطرات تلخ و شیرین از ناکامی‌ها و موفقیت‌ها، از نقاط قوت و ضعف(زمینه‌های قابل بهبود) در بخش‌های مختلف را پیش رو می‌گشاید که تجربه حاصل از آن می تواند چراغ راه آینده باشد.

در این مجال بر آن نیستیم که در باره اشتباهات دوران اصلاحات تنها انگشت اتهام را به سوی دولت شما نشانه رویم. هر چند که انتقادهای متعددی را به عملکرد شما و دولت اصلاحات وارد می‌دانیم اما سایر بخش‌های جریان اصلاحات، بویژه روشنفکران، نهادهای مدنی همسو و خویشتن را نیز در این زمینه مقصر می‌دانیم.

ما تجربه تنفس در حال و هوا و فضای اصلاحات، بهره بردن از آزادی‌های حداقلی سیاسی، آرامش و انضباط نسبی اقتصادی و توسعه آن دوران را از یاد نبرده‌ایم؛ فراموش نمی‌کنیم که در دوران اصلاحات فریادهای نقد و اعتراضمان بسیار رساتر از امروز شنیده می‌شد و فضای بسته این روزها که مملو از سکوت و نا‌امیدی است در آن سال¬ها کمتر احساس می‌شد.

ما به همه آنچه که حاصل فضای گفتمان و شعار توسعه سیاسی دولت جنابعالی بود ارج می‌نهیم اما بر ضعف‌های متعدد جریان اصلاحات و رییس جمهور آن نیز تامل می‌كنیم و با نگاهی آینده‌نگر به این نقاط ضعف به چشم زمینه‌های قابل بهبود می‌نگریم.

در بخش سیاست، بسیاری از شعارهای سیاسی شما و جریان اصلاحات به دلایلی همچون عدم درک روشن گروه های مختلف از این شعارها، عدم تبیین درست آن‌ها و عدم شناخت درست از قدرت جریانات مخالف در حد شعار باقی ماند. این امر نشان می‌دهد که با توجه به ساختار موجود حاکمیت و بافت اجتماعی جامعه ایران بسیاری از آن شعارها به دلیل نبود پشتوانه جدی در ارکان قدرت، بستر نامناسب فرهنگی و سطح پایین رفاه معیشتی و اقتصادی جامعه فرصت طرح نمی‌یابد و در صورت مطرح شدن نیز اسیر کشمکش‌ها و تعارضات خواهد شد. بسیاری از شعارهای مطرح شده در برابر تفسیرهای متفاوت، ماهیت خود را قلب‌شده می‌یابند و توسعه سیاسی حداقل در بررسی شكلی و نه ماهوی آن، در حد دو لایحه تنزل یافته و آن دو لایحه نیز ناکام رها می‌شود.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/24ساعت 17:42  توسط محمد علی   | 

9 قاتل روابط عاشقانه

 

1) انتقاد کردن

معمولاً گفته می شود که انتقاد کم اما سازنده مفید بوده و بیان آن بلا مانع است. این امر در مورد تمام افراد صحت دارد بجز نامزدتان. هر چند پیشنهاد کردن قابل قبول است، به ویژه اگر خانم خودش از شما نظر بخواهد، اما انتقاد و گوشزد کردن نکات منفی، کاری است که خانم از مادرش انتظار دارد نه از معشوقش.

 اگر شما همواره بخواهید او را تصحیح کنید، طرز لباس پوشیدن را به او آموزش دهید، و طوری رفتار کنید که انگار همه چیز را می دانید، اسمتان خط زده خواهد شد و از رده خارج می شوید. هر خانم با هوشی می داند که هیچ لزومی ندارد با مردی وقت صرف کند که از او تعریف و تمجید نمی کند. در رابطه خود، بهتر است مهربان و متواضع باشید، جنگ ها را برای خودتان نگه دارید، و فقط زمانی به او پیشنهاد بدهید که خودش از شما تقاضا کرده باشد؛ از همه اینها گذشته سعی کنید انتقاد های خود را به تعریف و تمجید تبدیل کنید. با بهره گیری از این شیوه نتیجه بهتری بدست می آورید.

 2) آشکار کردن این امر که کارتان مهم تر از نامزدتان است

 شغل شما برای خودتان و همینطور برای نامزدتان مهم است. او از موفقیت های شما بسیار خوشحال می شود و دوست دارد که شما همیشه در کارتان بدرخشید؛ اما از سوی دیگر اگر هر روز تا دیروقت در محل کار خود بمانید، قرارهای ملاقات خود را به خاطر مسائل شغلی کنسل کنید، پس از اتمام ساعات کاری با همکارانتان بیرون بروید، او نظرش در مورد اولویت بندی های شما تغییر می کند.

 هر چند خانم ها به بلند پروازی و تمرکز آقایان نسبت به کارشان اهمیت می دهند، اما در عین حال انتظار دارند که شما نیز برای آنها زمان کافی بگذارید. اینطوری به قضیه نگاه کنید: چه می شود اگر شما شغل مناسبی داشته باشید و پول فراوانی بدست آورید، اما کسی را نداشته باشید که موفقیت های خود را با او تقسیم کنید؟

 3) خیانت

 خیانت جنسی هیچ گاه قابل بخشش نیست، مگر اینکه شما و خانمتان بر سر آن به توافق برسید! اما خیانت، تنها به رفتارهای جنسی محدود نمی شوند. نوع دومی از خیانت هم وجود دارد که به اندازه خیانت جنسی خطرناک است. این خیانت به این معناست که با یک نفر به غیر از نامزدتان، مانند یک دوست دختر خود رفتار کنید. به این معنا که شما دوست مؤنثی داشته باشید که با او خیلی بیشتر و بهتر از همسر خودتان ارتباط برقرار کرده باشید، وقت بیشتری را با او صرف کنید، و از بودن با او بیشتر لذت ببرید.

 این نوع خیانت ها بیشتردر روابط جدی به وقوع می پیوندند، چرا که همسرتان از شما انتظار دارد که تمام توجه خود را به او منحصر کنید. البته این امر بدان معنا نیست که شما نمی توانید دوست دیگری جز او داشته باشید و یا حتی دوست صمیمی داشته باشید. فقط او باید احساس کند که می تواند با تمام وجود به شما اعتماد کند و محرمانه ترین اسرار خودش را با شما در میان بگذارد. او هیچ گاه نمی تواند قبول کند که در جایگاه دوم قرا بگیرد، و اگر چنین اتفاقی روی دهد به سرعت متوجه خواهد شد.

4) نامرتب و ژولیده بودن

 اگر زمانیکه با او خیلی خودمانی شدید بخواهید از حالت رسمی بیرون بیایید و به سر و وضع خود رسیدگی نکنید، مطمئن باشید که سعی می کند فاصله اش را با شما حفظ کند تا مجدداً تمیز و مرتب شوید. این امر دو چیز را به او نشان می دهد: 1- شما یک ظاهر گول زننده برای جذب کردن و فریب دادنش ساخته بودید. 2- آنقدر برای شما ارزش و اهمیت ندارد که حتی بخواهید همان ظاهر گول زننده را هم حفظ کنید. اگر زمانی که کت و شلوار مناسبی به تن می کنید او خوشحال می شود، پس بدانید که از این سبک و سیاق خوشش می آید و اگر از این کار دست بکشید، این امکان وجود دارد که علاقه اش را به شما از دست بدهد. اگر به تی شرت و شلوار جین علاقه دارید، خوب می توانید از آنها زمانی که قصد رفتن به سوپر مارکت را دارید، استفاده کنید.

 5) تند برخورد کردن

 به مرور زمان که رابطه صمیمی تر می شود، او بیشتر در کنار شما خواهد بود. به این دلیل که مدت زمان بیشتری را در کنار نامزدتان سپری می کنید، دیگر عادات او در نظر شما جذابیت اولیه خود را از دست می دهند. احساس می کنید که حرکاتش درست شبیه به کارهای خواهر کوچکترتان هستند. طوری برخورد می کنید که انگار تک تک حرکاتش موجب آزار و اذیت شما می شوند. البته حقیقت این است که شما آنقدر با او احساس راحتی می کنید که به خودتان این اجازه را می دهید که به سادگی اولویت هایتان را برایش بازگو سازید.

 متاسفانه او برای مدت زمان زیادی قادر به تحمل چنین برخوردی نخواهد بود. به جای اینکه در مقابل کارهای او از خود عکس العمل شدید نشان دهید، سعی کنید در ابتدا تشخیص دهید که چه موقع در حال اذیت شدن هستید. بعد هم به طور کاملاً منطقی تصمیم بگیرید که آیا این آزار و اذیت ارزشش را دارد که بخواهید به خاطر آن بحث و مشاجره راه بندازید یا خیر. اگر واقعاً می بینید که ارزشش را ندارد، سعی کنید آنرا فراموش کنید؛ و اگر هم احساس کردید که موضوع از اهمیت ویژه ای برخوردار است، می توانید مسئله را با حفظ آرامش کامل با همسر خود در میان بگذارید. این امکان وجود دارد که خوشحال شود و یا شاید خودش هم در مورد برخی از عادت های شخصی شما نظر بدهد.

 6) کنترل کردن او

 این مورد از جمله مواردی است که از سالیان دراز بحث اصلی بسیاری از قرارهای ملاقات را به خود اختصاص داده بوده است. بسیاری از افراد در روابط خود از کنترلگرایی های متعصبانه رنج می برند. ممکن است به دوستان پسر او حسادت می کنید، به او می گویید که نباید بیش از اندازه حتی با دوست های دخترش صحبت و غیبت کند، به او گوشزد می کنید که نباید پول خود را بیش از اندازه در مغازه های کفش فروشی خرج کند، و از همه این ها گذشته ممکن است به او بگویید که چه زمان به کجا باید برود یا نرود.

هر چند از قدیم گفته شده که خانم ها تمایل دارند که به کسی وابسته باشند، اما در عین حال حاضر نیستند به هیچ قیمتی از استقلال و آزادی خود بگذرند. شاید خانمتان پیش از ورود شما به زندگی، انسان کاملاً موفقی بوده و به درستی می داند که چگونه باید از وقت و پول خود استفاده کند و در این راه هیچ نیازی به کمک شما هم ندارد. شاید زمان هایی برسد که نیازمند نصیحت و پیشنهاد شما باشد، در چنین مواقعی می توانید نظر خود را ارائه دهید؛ اما در غیر اینصورت انجام چنین کاری درست نیست. باید به او فضای کافی بدهید تا تصمیم هایش را با فراغ خاطر اتخاذ نماید.

 7) قضاوت دوستان و خانواده او

 اگر یکی از دوستان، مادر، و یا خواهرش حوصله شما را سر می بردند و موجبات رنجش خاطر شما را فراهم می آوردند، باید بدانید که در شرایط سختی قرار گرفته اید، چراکه معمولاً آنها در اطراف شما خواهند بود و خانمتان نیز از آنها زیاد صحبت می کند. باید سعی کنید همان چیزی را در آنها ببینید که همسرتان در وجود آنها می بیند. اگر مادرش بیش از اندازه در زندگی شما دخالت می کند، این کار او را حمل بر این بگذارید که فقط قصد کمک کردن به شما را دارد. باید بدانید که خانم ها اساس زندگی خود را بر پایه همین افراد استوار می کنند و در مورد آنها تعصب خاصی دارند. اگر شما سعی کنید که خصوصیات مثبت آنها را ببینید، دیری نخواهد گذاشت که به آنها علاقه پیدا می کنید.

 همچنین باید به شما گوشزد کنم که از برخورد رو در رو با تمام افرادی که مورد علاقه او هستند به شدت خودداری کنید، حتی اگر شما را بیش از اندازه عصبانی کرده باشند. سعی کنید تا جایی که می توانید با آنها کنار بیایید، چون بحث و مشاجره با آنها مساوی است با بحث و نزاع با همسرتان. اگر بتوانید در نظر آنها یک مرد استثنایی جلوه کنید، تا آخر عمر موفقیت از آن شما خواهد بود.

 8) بی علاقه شدن

آقایون تصور می کنند که یکی از راههای نزدیک شدن به خانم ها، نشان دادن بی علاقگی نسبت به آنهاست. شاید این روش در مراحل اولیه نتیجه بخش باشد، اما زمانیکه رابطه شما جدی می شود، دیگر نمی توانید از این شیوه استفاده کنید. او به خوبی می داند که اگر شما به او توجه نکنید مردان بسیار دیگری هستند که می توانند دو برابر آن توجه و اهمیت را نسبت به او از خود نشان دهند. اگر مرتباً از او تعریف و تمجید نکنید، او را به بیرون نبرید، و در مورد زندگی شخصی اش از او سؤال نکنید، احساس می کند که نسبت به او بی توجه شده اید. او هیچ نیازی ندارد که در کنار شما باقی بماند، بلکه شما باید کاری کنید که احساس کند ارزش ماندن را دارید. اگر می خواهید در کنارتان باقی بماند، باید کاری کنید که احساس کند یک دختر منحصر بفرد است. مستقیما در چشم هایش نگاه کنید، در طول روز هر چند وقت یکبار با او تماس بگیرید، و زمانی که احساس می کنید زیبا شده به او بگویید.

 9) وقت کافی نداشتن

 شما به رفیقتان قول داده اید که مسابقه ورزشی را در خانه او تماشا کنید، به تازگی به اندازه کافی به باشگاه نرفته اید تا تمرین های دوره ای را خود را کامل کنید، و چند کار مختلف برای انجام دادن باقی مانده است؛ هر چند همه این کارها را باید به نحوی انجام دهید، اما باید برای نامزداتان نیز وقت بگذارید. شاید کار ساده ای نباشد اما به هر حال گاهی اوقات لازم است که هم شما و هم نامزدتان از کارهای دیگر بزنید تا بتوانید در کنار هم قرار بگیرید.

 همه چیز مربوط به جزئیات می شود

 اگر می خواهید همسرتان را در کنار خود نگه دارید، باید کاری کنید که احساس شایستگی، و بی همتایی به او دست بدهد. تما رفتارهایی که در بالا به آن اشاره کردیم، به عنوان ضمانتی برای نگه داشتن خانم در کنار شما به شمار می روند. بنابراین سعی کنید چنین رفتارهای کوچکی را در زندگی خود به کار گیرید.. اگر او واقعاً ارزش تلاش برای نگه داشتن را داشته باشد، شما اصلا احساس نمی کنید که در حال تلاش کردن هستید و کلیه امور را با جان و دل انجام خواهید داد .

 |+| نوشته شده در  شنبه 1387/09/23ساعت 13:39  توسط محمد علی   | 

دانشجوي كرد، فعاليت‌ها و رسالت‌ها                           

 

مقدمه

ايران يكي از جوانترين كشورهاي جهان است. بازتاب جواني جمعيت ايران را مي‌توان در همه سطوح جامعه ديد. دانشگاه يكي از مكانهايي است كه در آن اكثريتي جوان مشغول تحصيل‌اند. براي شناخت درست دانشجو و فعاليتهايش ابتدا بايد دوران جواني را به خوبي شناخت.

دوران جواني، دوران آرمان گرايي و انقلابي فكر كردن است. جوان خواهان تغيير و تحول، درهمه سطوح جامعه است. او گزينش عقلاني (هزينه- فايده) را به صورتي كه بزرگسالان مي‌پسندند، برنمي‌گزيند. او به شدت از محافظه‌كاري و پنهان كاري گريزان است. جوان راديكال است به همين خاطر است كه رومن رولان مي‌گويد: كسي كه در جواني انقلابي نباشد قلب ندارد و كسي كه در پيري انقلابي باشد مغز ندارد، جوان مسؤليت مالي برعهده ندارد. منبع درآمد او خانواده است، و اين در راديكال بودن او نيز تأثيرگذار است. و او را آرمانگراتر بار مي‌آورد. و بالاخره بعد عقلانيت نزد جوانها از احساس و شور، كم رنگ‌تر است و اين مي‌تواند موجب پيامدهاي مثبت و منفي گردد.

 

جنبش يا جريان

از زمان ظهور جنبش دانشجويي در دفاع از آزادي بيان در دانشگاههاي آمريكا (1964) و جنبش دانشجويي فرانسه (1968) كه افكار عمومي سراسر اروپا را به سرعت تحت تأثير قرار داد تا جنبش‌هاي پي‌در پي دانشجويي در كشورهاي جهان سوم مانند ايران (در دهه‌هاي 70-50-1340) بيش از 5 دهه مي‌گذرد.             

 

سؤالي كه در ابتدا بايد آن را مطرح كرد اين است كه آيا فعاليتهاي دانشجويي در ايران، ويژگيهاي جنبش را دارا است يا خير؟ در كل بسياري از فعالان عرصه انديشه با احتياط لفظ جنبش را براي آنها به كار مي‌گيرند. عده‌اي نيز معتقدند فعاليتهاي صورت گرفته جرياني بيش نيستند. اگر اين سؤال را براي فعاليت‌هاي دانشجويان كرد در دانشگاههاي ايران نيز مطرح ‌نماييم علي‌رغم قصد آگاهانه يا ناآگاهانه برخي افراد، لفظ جنبش براي فعاليتهاي صورت گرفته اسم بامسمايي نخواهد بود. زيرا اصول و ويژگيهاي يك جنبش اجتماعي را تا به حال نداشته است.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه 1387/09/16ساعت 16:6  توسط محمد علی   | 

افراد خلاق چه ویژگیهایی دارند؟

  

آیا  افراد  خلاق  دارای  ویژگیهای   خاصی  هستند؟ بررسی  نشان  می  دهد  كه هر  چند   افراد  خلاق  از  هوش  بالاتر  از  متوسط  برخوردار  هستند،اما  برای  اینكه  فرد  بسیار  خلاق  باشد  ضرورتا  نباید  نابغه  باشد(نیكولز 1972).افراد  خلاق  تازگی  و  بدیع  بودن   را  ترجیع   می  دهند،پیچیدگی  مسائل  توجه  آنان  را  جلب  می  كند و  به  قضاوتهای  مستقل  می  پردازند(بارون  هارنیگتون  1981 ). علاوه  بر  توانایی  تمام  كردن، كامل  كردن   و  یكی  كردن  افكار  گوناگون  در  این  افراد  بیش  از  دیگران  است .

 افراد  خلاق در  یكی  كردن  تفكر  كلامی با   تفكر  بصری (كرشنر ولجر1958)  و  تفكر  منطقی   و  تخیلی (سالتر  1980) سرآمدتر  از  افراد  غیر  خلاق  هستند.

  افراد  خلاق  بیشتر  به  وسیله  علایق  درونی   خود  نسبت به  كارهای  خلاق  برانگیخته می  شوند تا  عوامل بیرونی  نظیر شهرت ،پول یا  تایید دیگران.در  واقع ،وقتی  دلایل  بیرونی  باعث  انجام  كارهایی  می  شود  كه  ذاتا  جزو  كارهای  فكری  خلاق  به  حساب  می  آید،ممكن  است  شخص  انگیزه  خود  را  برای   انجام  آن  از  دست   بدهد.

 علاوه  بر  موارد  فوق  افراد   خلاق  ویژگیهای   دیگری  نیز  دارند كه  آنها  را  از  سایر  افراد  متمایز  می  كند این  ویژگیها  عبارتند  از:

 1-افراد  خلاق،  بخش  عمده ای  از  وقت  خود  را  صرف توجه  دقیق  به  اطاف  خود  می  كنند  و  از  این  طریق سوژه  های  جدیدی برای  فكر  كردن  پیدا  می  كنند.

 2-افراد  خلاق  بسیار كنجكاو  بوده  و  به  طور  مستمر  در  جستجوی   موضوعات  پیچیده ،جدید  و ناشناخته  و  عجیب  هستند.به  همین   سبب  آنها  در  مقایسه  با  افرادی   كه  از  توانایی  خلاقیت  كمتری  برخوردار  هستند،سوالات  بیشتر  و  پیچیده  تری   را  مطرح  می  كنند.این  ویژگی  را  به  سادگی  در  بچه  ها  می  توان  تشخیص  داد.

   3-حل  مشكلات  و  مسائل  توسط  افراد خلاق  از  اصالت  خاصی  برخوردار است.

 4-افراد  خلاق  انعطاف  پذیر  هستند  و در  ارائه  راه  حل  و  اندیشه  بكر  و  بدیع  آمادگی  بسیار  دارند(گلیفورد 1959)  آنها  با  استفاده  از  این  ویژگی ،توانایی  تعقیب  و  دستیابی   به  راه  حل  مشكل  را  از  راه  های   مختلف  دارا  هستند.

 5-افراد  خلاق  به  استقلال  و  ناهمنوایی  تمایل  دارند  و  در  مواردی  كه  دستورهایی  بر  خلاف  میل  و یا  اعتقادات  خود  دریافت  كنند  به  سرپیچی  از  آنها  تمایل  نشان  می  دهند  به  این  سبب  اعمال  مدیریت  در  مورد  افراد  خلاق  بسیار  دشوار  است (كانجرو پیترسن 1984)  آنها  اگرچه  به  دستور  گرفتن  از  دیگران  اعتقاد  ندارند، نیاز  مبرم  به  مورد پذیرش واقع  شدن  دارند، زیرا این  احساس برای  آنها آرامش  خاطر دلپذیری را  ایجاد  می  كند. ضمنا  آگاهی به  این  مطلب  كه  اندیشه هایشان  مورد  قبول واقع  شده ،اتكاء به  نفس  زایدالوصف  در  آنان  ایجاد  می كند.

 6-افراد  خلاق ، مسائل  پیچیده  را  به  مسائل  ساده  ترجیح می  دهند  و  با  علاقمندی   بسیار  برای  یافتن  راه  حل  می  كوشند.

 7-بر  اساس  نظریه  وایت (1969)  افراد  خلاق   علی  رغم  استنباط  دیگران ، بسیار  فعال  نبوده،با  مقایسه   با  دیگران  از  هوش  و  ذكاوت  خارق  العاده نیز  برخوردارنیستند.هوش  یكی  از  پیش  نیاز  های  خلاقیت  است   و  پایین  بودن  درجه  هوشی  فرد   معمولا  به  پایین   قرار  گرفتن ویژگی  خلاقیت  منجر می  شود ،اما  هوش  سرشار  نیز  دلالت   بر  خلاق  بودن  شخص  نمی  كند.كرتاگنبرگ(1972)  بر  این  عقیده  است  كه  افراد  دارای   هوش  پایین  عموما  از  نظر  خلاقیت   نیز  ناتوانند  و  خلاقیت   در  افراد  دارای   هوش كمی  بالاتر  از  میانگین  بیشتر  مشاهده  شده  است .در  این  مورد گرتزل(1962)  معتقد  است  كه  اشخاص  باهوش  و ذكاوت خوب  در  مدارج  تحصیلی ،بسیار  خوب  عمل  می كنند ولی  شاهد  كیفی  كه  دلالت  بر  خلاقیت  آنها  بكند  بسیار  كم  است.به  طور  خلاصه  پژوهشگران به  یك  رابطه  یا  همبستگی   نسبتا  كم  بین  هوش  و  خلاقیت  دست  یافته  اند(آناستاری و  شیفر 1971،گتزل و  جكسن،1962).

 8-مسائل  و  وضعیت  هایی را  می  بیند  كه  قبلا  مورد  توجه   قرار  نگرفته است  و  فكرهای  بكری  را  ارائه می  دهد.اصولا یك  فرد  خلاق بی  تفاوت  از  كنار مسائل  نمی گذرد و  محیط  پیرامون  را  همیشه  با  دقت  مورد  توجه  قرار  می  دهد.

 9-ایده  ها  و  تجربیات حاصل  از منابع  گوناگون  را  به  هم  ربط  می  دهد  و  آنها  را بر  مبنای  مزیتشان مورد  بررسی  قرار  می  دهد.چراكه  ارائه  فكر مشكل  نیست   بلكه  ارائه  فكر  و  ایده  های  سودآور،مفید،باصرفه  و...  مشكل  خواهد  بود.

 10-معمولا  چندین  شق (بدیل)  برای  هر  موضوع  معین  دارند،به  عبارتی سلاست  فكر  دارند.یكی  از  مهمترین  ویژگی  افراد  خلاق  داشتن  سلاست  فكر  است به  طوری  كه  همزمان در  مورد یك  مساله  چندین  فكر  و  راه  حل  را  داشته  باشد.

 11-نسبت  به  پیش  فرضهای  قبلی  تردید  می  كنند  و  محدود  به  رسم  و  عادت  نمی  شوند.از  طرف  دیگر  تداوم  حیات  سازمانها  به  بازسازی  آنها  بستگی  دارد،بازسازی   سازمانها  از  طریق هماهنگ كردن اهداف  با  وضعیت  روز  و  اصلاح  و  بهبود  روشها ی حصول این  اهداف  انجام می شود،بدون  بازسازی ،سازمان  نمی  تواند دوام  زیادی   بیاورد و  بازسازی   هم جز از  طریق  نوآوری  كه  خود  ثمره  خلاقیت  است ،میسر نیست.بنابراین  سازمان ها  برای  ادامه  حیات  و  بقای  خود به  بازسازی   از  طریق  خلاقیت   نیازمندند،خلاقیت  در  سازمان كار نیروهای  خلاق  است  این  نیروهای  خلاق  در  تمام  سازمانها به  وفور  یافت  می شوند. هنر  مدیر  موفق  در  این  سازمان  شناسایی  و  از وجود آنها  برای   بهبود  و  بازسازی  سازمان استفاده  نماید ،ویژگیهایی كه  در  این  مقاله  به  آنها  اشاره  شد  می  تواند  راهگشای  بسیاری  از  مدیران  باشد چه  بسا بعضی  از  این  ویژگیها  در  نگاه  اول  به  عنوان  یك  ضعف  ممكن  است  به  حساب بیاید.مدیران  امروزی  ما  باید به  این  نكته  توجه  داشته  باشند كه  موانعی  برای  بروز  خلاقیت  وجود  دارد  كه  بحث  مفصلی  را  می  طلبد  و  پرداختن  به  آنها خارج  از  این  مقاله  است   اما  مهمترین  آنها  عبارتند  از :

 1-عدم  اعتماد به  نفس ، 2-ترس  از  انتقاد  و  شكست ،3-تمایل  به  همرنگی  و  همگونی  ،4-عدم  تمركز ذهنی و...

 باید  این  نكته  را  قبول  كنیم  كه  همگی  ما  عادت زده ایم  بنابراین  مدیریت  سازمان  باید  همیشه  از  بروز  ایده  ها  و  فكر  های  جدید  استقبال  نماید  و  افراد  خلاق  را  تشویق  كند.برای  اینكه   خلاقیت  به  وقوع  بپیوندد، باید  چنان  نگرشی وجود  داشته  باشد  تا  از پیشنهادهایی  كه  مبتنی   بر  تغییر  شرایط موجودند،استقبال  كند،یك  نگاه  سرد  یا  بهت  زده   رئیس  به  زیردستی   كه  پیشنهادی   ارائه  كرده  است  به  وی  می  فهماند  كه  دیگر از  این  نوع  پیشنهادها  ندهد.جدای  از  اینكه  نظر مدیریت  و  زبان  و  ظاهر   درباره  خلاقیت  چیست ؟-طرفداری  می  كند یا  مخالفت-ملاك  اصلی   برای  پیشنهاد  دهنده ،آن  چیزی  است  كه  مدیر در  عمل  انجام  می  دهد،نه  سخن  او. متاسفانه  در  نظام  اداری  ما كم  نیستند مدیرانی  كه  خود  را  عقل  كل  می  دانند و  كارمندان  را  افرادی  كه  مجبورند   دستورات   غیر  منطقی  آنها  را  اجرا كنند.این  مدیران  یكی  از  مهمترین موانع خلاقیت   و  نوآوری   در  نظام  اداری  هستند باشد كه  ان شاء ا... در  برنامه  سوم  توسعه  كه  یكی  از  مهمترین  محورها ی آن  تحول  اداری   است   به  این  نكات   نیز  توجه  شود  و  شایسته  سالاری   كه  همیشه  غریب  بوده این  بار  به  آشنایی  برای  همه  تبدیل  شود.   

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/10ساعت 15:20  توسط محمد علی   | 
 
  بالا