|
هوگر
|
||
|
من هیچگاه تاریکی را باور نکردم چرا که در فرا سوی دهلیزش به امید دریچه ای دل بسته بودم |
جهانی شدن و هویت های جمعی
طرح مسأله
جهانی شدن پدیده ای است که گریزی از آن نیست، و هر چه خود را از مسیر آن دورتر نماييم بیشتر تحت تأثیر آن قرار خواهیم گرفت. علیرغم تعریف های ضد و نقیض و متفاوت پیرامون جهانی شدن، آنچه واقعا اتفاق افتاده است پدیده جهانی شدن است.
متفکران برجسته ای مانند کینجی اومای با نظریه (جهان بدون مرز و پایان دولت- ملت) گیدنز ) انقلاب ارتباطات و کنش از راه دور، فشردگی فضا و زمان) دنی کو (اقتصاد بدون وزن یا الکترونیک) دانیل بل (جامعه اطلاعات محور) کاستلز (جامعه شبکه ای) لوهمان (ارتباط معنا دار بدون مرز) والرشتاین (نظام اجتماعی جهانی) و ... این پدیده را تائید کرده اند.
جهانی شدن زمینه ساز فرهنگ ها و هویت های فراگیرتر می شود، هر اندازه که فرهنگ ها با یکدیگر در تعامل قرار می گیرند و مبادله و گفتگو میان انسانها بیشتر می شود مشترکات میان فرهنگ ها و هویت ها نیز افزایش می یابد. (عبدالهی: 1384)
یکی از جنبه های مهم تأثیرگذاری جهانی شدن، تأثیر آن بر هویت به طور کلی و هویت های جمعی به طور خاص است. هویت جمعی عبارت است از تعلق خاطر تعدادی از افراد به اموری مشترک با عنوان خاص، چنین تعلقی موجب احساس همبستگی و شکل گیری یک واحد جمعی می شودکه با عنوان « ما » از ماهای دیگر جدا می شود.
در این گفتار ابتدا جهانی شدن را تعریف نموده و سعی خواهد شد درکی کلی از آن عرضه گردد، سپس هویت را مورد تحلیل قرار می دهیم و در پایان به بررسی رابطه میان این دو خواهیم پرداخت.
با توجه به نکات مذکور سؤال اصلی نوشتار حاضر این است که جهانی شدن چه تأثیری بر هویت های جمعی کلان و خرد دارد؟ به عبارتی دیگر آیا رابطه هویت های جمعی خرد و کلان در جهان معاصر متناقض است یا موازی؟ آیا هویت های محلی و جهانی در فرآیند جهانی شدن با هم ناسازگاری خواهند داشت یا در کنار هم به سر خواهند برد؟
|
|